امام حسن (علیه السلام)
دَخَلتُ على أميرِ المؤمِنينَ(ع) و هُو يَجُودُ بنَفسِهِ لَمّا ضَرَبَهُ ابنُ مُلجَمٍ، فجَزِعتُ لِذلكَ، فقالَ لي: أتَجزَعُ؟ فقُلتُ: و كيفَ لا أجزَعُ و أنا أراكَ على حالِكَ هذهِ؟!
فقالَ: ألا اُعَلِّمُكَ خِصالاً أربَعَ إن أنتَ حَفِضتَهُنَّ نِلتَ بهِنَّ النَّجاةَ، و إن أنتَ ضَيَّعتَهُنَّ فاتَكَ الدّارانِ؟ يا بُنَيَّ، لا غِنى أكبَرُ مِن العَقلِ، و لا فَقرَ مِثلُ الجَهلِ، و لا وَحشَةَ أشَدُّ مِن العُجبِ، و لا عَيشَ ألَذُّ مِن حُسنِ الخُلقِ.
بر امير المؤمنين(ع) وارد شدم. ديدم كه، بر اثر ضربت پسر ملجم، در حال جان دادن است. بيتابي كردم. به من فرمود: آيا بيتابي ميكني؟ عرض كردم: با اين حالي كه از شما مشاهده ميكنم چگونه بيتابي نكنم؟
فرمود: آيا چهار خصلت به تو بياموزم كه اگر آنها را مراعات كني به نجات دست يابي و اگر فروگذاري هر دو سراي را از دست دهي؟ فرزندم، هيچ ثروتي بزرگتر از خرد نيست و هيچ فقري چون ناداني نيست و هيچ تنهايي و وحشتي بدتر از خودپسندي نيست و هيچ عيشي خوشتر از خوشخويي نيست.
ميزان الحكمه: ح 20077